- 02 شهريور 1405 - 16:14
- اخبار اجتماعی
- اخبار علم و تکنولوژی
از سفیرِ سبک تا سریرِ سنگین؛ ایران مسیر پرتابگرهای خود را از اثبات فناوری تا بلوغ عملیاتی پیش برده است.
اجتماعیبه گزارش خبرنگار فضا و نجوم خبرگزاری تسنیم، در معماری پیچیده و چندوجهی صنعت فضایی، دسترسی مستقل به فضا بهعنوان شالوده و پیشنیاز اصلی هرگونه فعالیت مداری شناخته میشود.
پرتابگرها یا ماهوارهبرها، گلوگاه استراتژیک و حیاتیترین حلقه از زنجیره ارزش فناوری فضایی هستند که فقدان آنها، تمامی دستاوردهای حوزه طراحی و ساخت ماهواره را با چالش وابستگی به بازیگران خارجی مواجه میسازد.
در نظام ژئوپولیتیک معاصر، تسلط بر فناوری پرتابگرها صرفاً یک دستاورد مهندسی محسوب نمیشود، بلکه نمادی از استقلال راهبردی، قدرت بازدارندگی و توانمندی یک کشور در اعمال حاکمیت ملی در فراسوی جو زمین است. کشوری که قادر به تزریق مستقل محمولههای خود به مدارهای مختلف نباشد، همواره در معرض آسیبپذیری ناشی از تحریمهای فناورانه، فشارهای سیاسی و انحصارهای بینالمللی قرار خواهد داشت.
جمهوری اسلامی ایران با درک این واقعیت ساختاری، طی دو دهه گذشته سرمایهگذاریهای هدفمندی را برای توسعه خانواده متنوعی از پرتابگرهای فضایی تخصیص داده است. این مسیر که با پرتابگرهای سبک و مبتنی بر سوخت مایع نظیر «سفیر» آغاز شد، اکنون به مرحلهای از بلوغ رسیده است که توسعه پرتابگرهای ترکیبی، تمامجامد و در آینده نزدیک کرایوژنیک (سرمازا) را در دستور کار دارد.
با توجه به حساسیتهای بالا و تلاقی فناوریهای پیشرانش فضایی با دستاوردهای وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، پیشرفت در این عرصه با دقتی موشکافانه و تحت دکترینهای کلان ملی هدایت میشود.
دکترین فضایی ایران در اظهارات رئیس سازمان فضایی ایران
تحلیل محتوای نشست خبری اخیر حسن سالاریه رئیس سازمان فضایی ایران در سال 1405، نشاندهنده یک تغییر پارادایم اساسی در برنامه فضایی ایران است. این دگردیسی، نمایانگر عبور کشور از مرحله «اثبات فناوری» (Technology Demonstration) و ورود به فاز «تثبیت عملیاتی و منظومهسازی» است.
تثبیت پرتابگرهای میانرده و استراتژی تزریق چندگانه
در بخش فنی سخنان سالاریه، تثبیت عملکرد پرتابگرهای «سیمرغ» و «قائم 100» به عنوان یک دستاورد مطرح شد. مفهوم «تثبیت» در ادبیات هوافضا به معنای تکرار موفقیتآمیز پرتابها و رسیدن به سطح بالایی از قابلیت اطمینان (Reliability) است که اجازه میدهد محمولههای گرانقیمت و حساس دولتی یا خصوصی با ریسک پایین به فضا ارسال شوند.
سالاریه بهعنوان یکی از مهمترین برنامههای پیشِرو در سال 1405، به مسئله «تزریق چندگانه» (Multi-satellite Injection) اشاره کرد. دستیابی به توانمندی رهاسازی همزمان سه یا چند ماهواره توسط یک پرتابگر در مدارهای لئو (LEO)، گلوگاه اصلی ایران برای ورود به عرصه منظومهسازی است.
این توانمندی به طور خاص برای استقرار سریع «منظومه شهید سلیمانی» که یک منظومه باریکباند شامل 24 ماهواره (18 ماهواره اصلی و 6 رزرو) برای ارتباطات بحران و اینترنت اشیا (IoT) است، حیاتی ارزیابی میشود.
همچنین، استفاده از بلوکهای انتقال مداری برای توزیع این ماهوارهها در زوایای میل مداری مختلف، از دیگر فناوریهایی است که به موازات پرتابگرها در حال توسعه است. سالاریه تاکید کرد که نمونههای پیشرفتهتر ماهوارهبر سیمرغ، موسوم به «سیمرغ بهینه»، ظرفیت لازم برای انتقال جرم به مدارهای بالاتر و انجام این تزریقهای چندگانه را دارا هستند.
وی همچنین به پرتابگر «ققنوس» به عنوان یکی از پروژههای در دست اقدام اشاره کرد که قرار است عملیاتی شده و ظرفیتهای پرتابی کشور را به شکل معناداری افزایش دهد.
اقتصاد دیجیتال و پیوند آن با دادههای فضاپایه
توسعه پرتابگرها صرفاً یک هدف انتزاعی نیست، بلکه ابزاری برای تحقق اقتصاد دیجیتال است. نسبت خروجی و اثرگذاری اقتصادی در صنعت فضایی نسبت به سرمایهگذاری اولیه، رقمی بین 10 تا 30 برابر است.
هنگامی که یک پرتابگر بتواند ماهوارههای سنجشی با دقت بالا نظیر «کوثر» و «پایا» را در مدار قرار دهد، دادههای حاصل از آنها میتواند ارزش افزودهای نجومی در حوزههایی چون مدیریت حقآبههای فرامرزی، پیشبینی آفات کشاورزی (مانند هجوم ملخها)، پایش سطح زیر کشت برای سیاستگذاری صادرات و واردات گندم و همچنین اکتشافات معادن از طریق سنجندههای هایپراسپکترال ایجاد کند. این زنجیره ارزش نشان میدهد که توجیه اقتصادی توسعه پرتابگرهای بومی، در صرفهجوییهای کلان ناشی از بهرهوری منابع ملی نهفته است.
دکترین «زون5» و تغییر ریل فضایی در راهبرد ملی
نگاه حاکمیتی و دفاعی به مسئله فضا، در راهبردهای کلان صنعت دفاعی کشور بازتابی عمیق و استراتژیک دارد. در دکترین نظامی و فضایی نوین ایران، فضا دیگر صرفاً یک محیط علمی نیست، بلکه صحنه جدید اعمال حاکمیت، رقابتهای ژئوپلیتیک و شکلگیری هژمونیهای آینده محسوب میشود.
در این چارچوب، با استفاده از تمثیلهای تخصصی هوانوردی، اصطلاح «پسسوز» (Afterburner) یا «زون5» (Zone5) برای توصیف سرعت مورد نیاز در پیشرفت فضایی کشور به کار گرفته شده است. در موتورهای جت، استفاده از پسسوز زمانی رخ میدهد که خلبان نیازمند حداکثر قدرت و سرعت لحظهای برای غلبه بر شرایط بحرانی یا درگیری است.
سرعت تحولات فناوری فضایی در سطح جهانی به حدی بالا رفته است که حرکت با «سرعت عادی» منجر به عقبماندگی جبرانناپذیر و از دست رفتن فرصتهای حاکمیتی خواهد شد.
مدار زمینآهنگ (GEO) بهمثابه خاکریز استراتژیک
یکی از دغدغههای اصلی مطرحشده در این راهبرد، ضرورت حیاتی حضور در مدار زمینآهنگ (GEO) در ارتفاع 36 هزار کیلومتری است. قوانین اتحادیه بینالمللی مخابرات (ITU) در زمینه تخصیص نقاط مداری به شدت رقابتی و مبتنی بر اصل بهرهبرداری است.
در صورتی که کشوری نتواند در زمان مقرر ماهوارهای را در نقطه تخصیص یافته خود مستقر سازد، حق امتیاز آن نقطه را از دست خواهد داد. از این رو، تاکید بر تسریع در ساخت پرتابگرهای فوق سنگین مانند «سریر» و بلوکهای انتقال مداری توانمند، مستقیماً معطوف به دفاع از این حقوق مداری است.
پرتابگرهای هواپایه (Air-Launch) و انعطافپذیری تاکتیکی
علاوه بر پرتابگرهای متعارف زمینپا، تغییر ریل به سمت «پرتابگرهای هواپایه» به عنوان یک اولویت راهبردی دنبال میشود. پرتابگرهای هواپایه که توسط هواپیماهای حامل به لایههای رقیق جو منتقل شده و از آنجا شلیک میشوند، مزایای ژئوپلیتیک و فنی بینظیری دارند.
این سیستمها نیازی به پایگاههای پرتاب ثابت و آسیبپذیر (نظیر آنچه در چابهار یا سمنان وجود دارد) ندارند، میتوانند در هر شرایط آبوهوایی عملیات انجام دهند و مهمتر از همه، قادرند با پرواز به عرضهای جغرافیایی مختلف، ماهوارهها را در زوایای میل مداری (Inclination) بسیار متنوعی تزریق کنند که برای استقرار منظومههای ماهوارهای یک ضرورت انکارناپذیر است.
همافزایی ساختاری: نقش وزارت دفاع، نیروی هوافضا و گروه صاایران
زیستبوم فضایی ایران بر مبنای یک شبکه درهمتنیده از نهادهای حاکمیتی، نظامی، دانشگاهی و خصوصی بنا شده است. در این ساختار، سازمان صنایع هوافضای وزارت دفاع و نیروی هوافضای سپاه پاسداران، دو بازوی اصلی و مکمل در توسعه پرتابگرها محسوب میشوند. رویکرد این دو نهاد، اگرچه در ظاهر دارای شباهتهایی است، اما از دو فلسفه طراحی و نیازسنجی متفاوت نشات میگیرد که در نهایت منجر به خلق یک سبد محصول جامع برای کشور شده است.
در حلقه اتصال میان پرتابگرها و ماهوارهها، «گروه فضایی شرکت صنایع الکترونیک وزارت دفاع (صاایران)» نقشی حیاتی ایفا میکند. بر اساس اظهارات مقامات، صاایران از مرحله انتقال فناوری در پروژههایی مانند ماهواره «سینا-1» (با همکاری روسیه در سال 1384) عبور کرده و اکنون از قطبهای اصلی صنعتیسازی سامانههای فضایی به شمار میرود.
صاایران تولید و طراحی ماهوارههای پرافتخاری چون امید، رصد، فجر، طلوع، پایا، کیهان 2، هاتف 1 و اخیراً «چمران-1» را در کارنامه دارد. این نهاد با تکیه بر بیش از 1300 شرکت دانشبنیان و 7000 شرکت خصوصی که با وزارت دفاع در ارتباط هستند، زنجیره تامین قطعات و زیرسامانههای فضایی را بومیسازی کرده است.
کالبدشکافی و تحلیل فنی نسلهای پرتابگرهای فضایی ایران
برای درک دقیق از مسیر رشد صنعت فضایی، بررسی تحلیلی مشخصات، تاریخچه و ماموریتهای خانوادههای مختلف پرتابگرهای ایرانی امری ضروری است. این پرتابگرها را میتوان بر اساس نوع پیشرانش به سه دسته اصلی سوخت مایع، سوخت جامد/ترکیبی و کرایوژنیک تقسیمبندی کرد.
1. خانواده پیشرانش مایع: از سفیر تا سیمرغ بهینه و ققنوس
موتورهای سوخت مایع به دلیل بهرهمندی از پمپهای توربینی پیچیده، امکان کنترل دقیق نیروی رانش (تراست) و از همه مهمتر قابلیت خاموش و روشن شدن مکرر در فضا، برای مراحل بالایی پرتابگرها و تزریق دقیق مداری بسیار ایدهآل هستند. با این حال، فرایند آمادهسازی آنها زمانبر بوده و نیازمند زیرساختهای وسیع روی سکوی پرتاب است.
ماهوارهبر سفیر
«سفیر-1» به عنوان نخستین پرتابگر فضایی ایران، در 14 بهمن 1387 ماهواره امید را با موفقیت در مدار قرار داد و ایران را به نهمین کشور دارای توانمندی پرتاب ماهواره در جهان تبدیل کرد.
مشخصات سفیر اینگونه تشریح شده است: پرتابگری دو مرحلهای با تراست برخاست حدود 32 تن، قطر 1.25 متر و ظرفیت حمل محمولهای به وزن 50 کیلوگرم به مدارهای پایین (LEO). این پرتابگر که موتورهای آن برگرفته از فناوری موشکهای بالستیک میانبرد بود، در حال حاضر بازنشسته شده و ماموریتهای آن به نسلهای جدیدتر واگذار شده است.
ماهوارهبر سیمرغ
سیمرغ، نماد گذار راهبردی ایران از پرتابگرهای سبک به کلاس متوسط است. توسعه این سامانه از اواسط دهه 90 خرداد آغاز شد و با هدف قرار دادن ماهوارههای سنگینتر در مدارهای بالاتر طراحی شد.
از منظر مشخصات فنی، سیمرغ پرتابگری است با ارتفاع 27 متر، قطر 2.5 متر و وزن برخاست 87 تن. مرحله اول این ماهوارهبر از کلاستر (خوشه) 4 موتور بهینهشده استفاده میکند که تراست برخاستی معادل 1300 کیلونیوتن (حدود 142 تن) را فراهم میآورد. سوخت مورد استفاده در این پرتابگر ترکیبی از دیمتیلهیدرازین نامتقارن (UDMH) و اسید نیتریک دودکننده قرمز (IRFNA) است.

فرآیند توسعه سیمرغ با چالشهای فنی متعددی در زمینه رسیدن به سرعتهای مداری مواجه بود. برای تزریق موفق ماهواره در مدار LEO، پرتابگر باید به سرعت نهایی 7600 تا 7800 متر بر ثانیه دست یابد.
در آزمایشهای اولیه، سیمرغ موفق به ثبت سرعتهای 6800 و 7300 متر بر ثانیه شد، اما به دلیل فقدان امکانات کامل شبیهسازی شرایط خلأ در آزمایشگاههای زمینی، عدم قطعیتهایی در رفتار موتور مرحله نهایی وجود داشت که منجر به عدم تزریق محموله میشد.
با وجود این، پس از اعمال اصلاحات مهندسی گسترده، سیمرغ در بهمن 1402 با پرتاب همزمان سه ماهواره «مهدا» (ساخت پژوهشگاه فضایی)، «کیهان 2» و «هاتف 1» (ساخت صاایران) به مدار، عملیاتی بودن خود را اثبات کرد. در برنامههای آتی، نسخه ارتقا یافته تحت عنوان «سیمرغ بهینه» قادر خواهد بود تا 500 کیلوگرم محموله را در مدار 500 کیلومتری قرار دهد.
2. انقلاب پیشرانش جامد و رویکرد تاکتیکی: خانواده ذوالجناح و قائم
دستیابی به فناوری ریختهگری یکپارچه موتورهای سوخت جامد غولپیکر، یکی از پیچیدهترین و در عین حال خطرناکترین فرآیندهای مهندسی هوافضا است. با این حال، موتورهای سوخت جامد به دلیل سادگی مکانیکی (عدم نیاز به پمپها و لولهکشیهای پیچیده)، پایداری بالای سوخت برای نگهداری طولانیمدت، و قابلیت واکنش سریع، مزایای بینظیری در توسعه پرتابگرها دارند.
ماهوارهبر ترکیبی ذوالجناح
ذوالجناح به عنوان دومین ماهوارهبر سه مرحلهای ایران، نقطه عطفی در معماری پرتابگرهای وزارت دفاع محسوب میشود. این سامانه از دو مرحله پیشرانش سوخت جامد و یک مرحله پیشرانش سوخت مایع بهره میبرد. برجستهترین ویژگی ذوالجناح، موتور مرحله اول و دوم آن است که با قطر 1.5 متر، قادر به تولید 74 تا 75 تن نیروی پیشرانش است. این پرتابگر میتواند محمولهای به وزن 200 تا 220 کیلوگرم را تا مدار 500 کیلومتری زمین حمل کند.
نکته استراتژیک در طراحی ذوالجناح، عدم نیاز آن به برج پرتاب ثابت است. قابلیت استقرار بر روی پلتفرمهای پرتاب متحرک (Mobile Launch Platform)، این امکان را به ایران میدهد تا بدون وابستگی به عرض جغرافیایی پایگاههای سمنان یا چابهار، ماهوارهبر را از هر نقطهای (به ویژه مناطق جنوبی کشور نزدیک به استوا) پرتاب کند. این ویژگی انعطافپذیری فوقالعادهای برای تنظیم زوایای میل مداری (Inclination) در ایجاد منظومههای ماهوارهای فراهم میآورد.
خانواده قائم: دکترین فضایی نیروی هوافضای سپاه
نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با رویکردی کاملاً تاکتیکی، اقتصادی و مبتنی بر مواد مرکب (کامپوزیت)، نقشه راه مستقلی را تحت هدایت سردار علی جعفرآبادی پیش برده است. هدف این نقشه راه، رسیدن سریع به ظرفیت پرتابهای متوالی و ارزانقیمت است.
پرتابگر قاصد: گام نخست سپاه بود که به عنوان یک ماهوارهبر هیبریدی (ترکیبی) طراحی شد. مرحله اول آن از بوستر سوخت مایع تغییریافته موشکهای کلاس «قدر» استفاده میکرد، در حالی که مراحل دوم و سوم آن مجهز به موتورهای سوخت جامد کامپوزیتی نظیر موتور «سلمان» بودند. موتور سلمان با بهرهگیری از فناوری کنترل بردار رانش (TVC) و نازل متحرک، با قطر 1 متر و طول 1.4 متر، امکان هدایت دقیق در خلأ را فراهم آورد. قاصد توانست با موفقیت ماهوارههای سری نور (1، 2 و 3) را در مدارهای 425 تا 500 کیلومتری مستقر سازد.
ماهوارهبر قائم100: در راستای ارتقای ظرفیت حمل، سپاه مرحله اول سوخت مایع قاصد را حذف و آن را با یک بوستر قدرتمند سوخت جامد (موتور رافع) جایگزین کرد و بدین ترتیب، «قائم 100» به عنوان اولین ماهوارهبر تماماً سوخت جامد ایران متولد شد.
این پرتابگر قادر است محمولهای 80 کیلوگرمی را در مدار 750 کیلومتری زمین (مانند پرتاب موفق ماهواره ثریا) مستقر سازد. همچنین در شهریور 1403، ماهواره تحقیقاتی «چمران-1» (محصول صاایران) توسط قائم 100 به مدار 550 کیلومتری تزریق شد که نشاندهنده ورود سپاه به عرصه خدماترسانی فضایی به بخش دولتی است.
ماهوارهبر قائم105: گام بعدی سپاه که آزمایشهای تحقیقاتی آن برای اواخر سال 1403 یا اوایل 1404 هدفگذاری شده است، پرتابگر چهار مرحلهای «قائم 105» است. این سامانه با برخورداری از موتورهای قویتر، ظرفیت حمل محموله را به حدود دو برابر (تقریباً 200 کیلوگرم در مدار 500 کیلومتری) افزایش میدهد. موفقیت در مکانیزم پیچیده جدایش چهار مرحلهای، راه را برای توسعه پرتابگرهای غولپیکر هموار میسازد.
ماهوارهبر قائم120: افق نهایی و شاهبیت برنامه فضایی سپاه، پرتابگر «قائم 120» است. آزمایشهای تحقیقاتی این غول فضایی برای سه سال آینده (حدود 1406-1407) برنامهریزی شده است. مأموریت اساسی قائم 120، عبور از مدارهای پایین (LEO) و انتقال ماهوارههای سنگین مخابراتی به مدار استراتژیک 36 هزار کیلومتری (GEO) است.
3. افق پرتابگرهای فوقسنگین: سریر و سروش
برای استقرار زیرساختهای عظیم فضایی، منظومههای پرتعداد ماهوارهای و حتی برنامههای زیستی فضایی آینده، ایران نیازمند پرتابگرهای کلاس سنگین است. این ماموریت خطیر بر عهده نسل آینده ماهوارهبرهای وزارت دفاع قرار داده شده است.
ماهوارهبر سریر: تغییردهنده لیگ فضایی
از ماهوارهبر «سریر» به عنوان عامل «تغییر لیگ» (League Change) صنعت فضایی ایران و همترازی با پرتابگرهای روز دنیا یاد شده است. سریر با 35 متر ارتفاع و 4.5 متر قطر، قادر است محمولهای بالغ بر 1.5 تن (1500 کیلوگرم) را به مدار LEO منتقل کند.
اهمیت راهبردی سریر در دو ویژگی نهفته است: نخست، توانایی استقرار همزمان 6 تا 7 ماهواره در مدارهای پایین که انقلابی در توسعه منظومههای فضایی ایجاد خواهد کرد. دوم، قابلیت حمل یک ماهواره مستقل به مدار ژئو. فاز طراحی این پرتابگر پایان یافته و ساخت زیرسامانههای آن در حال انجام است و طی دو تا سه سال آینده آماده پرتابهای اولیه خواهد بود.
ماهوارهبر سروش و فناوری کرایوژنیک
در انتهای نقشه راه فضایی وزارت دفاع، نام خانواده «سروش» (سروش 1 و 2) به چشم میخورد که برای انتقال محمولههای عظیم 6 تا 15 تنی به فضا طراحی شدهاند. برای دستیابی به چنین ظرفیت خیرهکنندهای، پیشرانههای سوخت مایع متعارف یا سوخت جامد پاسخگو نیستند.
از این رو، ایران برنامه توسعه فناوری موتورهای کرایوژنیک (سرمازا/فراژرف) را با همکاری دانشگاههای برتر کشور آغاز کرده است. این موتورها که معمولاً از ترکیب هیدروژن مایع (به عنوان سوخت) و اکسیژن مایع (به عنوان اکسیدکننده) در دماهای بسیار پایین استفاده میکنند، بالاترین ضربه ویژه (Specific Impulse) را در میان پیشرانههای شیمیایی ارائه میدهند و گام نهایی ایران برای رسیدن به ظرفیت پرتابهای سرنشیندار و مأموریتهای اکتشافی فرازمینی محسوب میشوند.
بلوک انتقال مداری (OTV): حلقه مفقوده منظومهسازی و مدار ژئو
پرتابگرها، هرچند قدرتمند، به تنهایی برای رساندن ماهوارهها به مدارهای خاص و یا تزریق دقیق چندین ماهواره در نقاط مختلف یک مدار کافی نیستند. در معماری نوین ماموریتهای فضایی، پرتابگر محموله را در یک «مدار پارک» (Parking Orbit) با ارتفاع پایین قرار میدهد. از این نقطه به بعد، سیستمی هوشمند به نام «بلوک انتقال مداری» (Orbital Transfer Block) وظیفه انتقال و توزیع ماهوارهها را بر عهده میگیرد.
سالاریه؛ رئیس سازمان فضایی ایران در سخنان خود به پروژههای موازی ساخت این بلوکها در پژوهشگاه فضایی ایران (خانواده سامان) و سازمان صنایع هوافضا اشاره کرد. بلوک انتقال مداری نیازمند پیشرانش سوخت مایع با قابلیت اطمینان بالا و قابلیت روشن و خاموش شدن مکرر در شرایط خلأ است.
این سامانه دو کارکرد حیاتی دارد:
1. انتقال به GEO: ماهواره را از مدار پارک 500 کیلومتری تحویل گرفته و با انجام مانورهای تدریجی (که ممکن است ماهها به طول انجامد) آن را به ارتفاع 36 هزار کیلومتری میرساند.
2. تزریق منظومهای: در مدارهای پایین، بلوک پس از استقرار ماهواره نخست، موتور خود را روشن کرده، ارتفاع و زاویه خود را تغییر میدهد و ماهواره دوم را رها میکند. این دقیقاً فناوری مورد نیازی است که برای پیادهسازی «منظومه شهید سلیمانی» به آن نیاز است. وزیر دفاع نیز تاکید کرده است که سازمان صنایع هوافضا عملکرد بسیار موفقی در توسعه بلوکهای سوخت مایع داشته است.
پیامدهای چندبعدی توسعه پرتابگرها
دادههای فنی و اظهارات مقامات صنعت فضایی ایران، حاکی از روندی است که تاثیرات آن فراتر از مرزهای مهندسی رفته و ساختارهای اقتصادی، دیپلماتیک و دفاعی ایران را دستخوش تغییر میسازد.
در مقاطعی، ایران برای پرتاب ماهوارههای حساس و پرهزینه خود (نظیر خیام، کوثر، هاتف و پارس) به دلیل نیاز به قابلیت اطمینان بسیار بالا یا زوایای مداری خاص، از پرتابگرهای خارجی نظیر سایوز روسیه استفاده کرده است.
اگرچه این یک رویه معمول و پذیرفته شده بینالمللی است، اما همواره محدودیتهای دیپلماتیک خاص خود را دارد. از سوی دیگر، کشورهای غربی همواره پرتابهای بومی ایران را به عنوان پوششی برای توسعه موشکهای بالستیک قارهپیما (ICBM) تعبیر و محکوم کردهاند.
با توسعه پرتابگرهایی نظیر قائم 120 و سریر، ایران عملاً به استقلال کامل و بینیازی از سکوهای پرتاب خارجی دست مییابد. فعالیت فضایی ایران یک حق خدادادی و علمی است و ایران برای پیشرفت در این عرصه منتظر اجازه هیچ نهادی نخواهد ماند. این استقلال، ابزار فشارهای تکنولوژیک غرب را بلااثر میسازد.
استراتژی سازمان فضایی مبنی بر تضمین خرید دادهها و تصاویر ماهوارهای، یک محرک قوی برای بخش خصوصی ایجاد کرده است. شرکتهای خصوصی با اتکا به این حمایتها، قادرند بر روی ساخت ماهوارههای میکرو و نانو (نظیر خانواده کوثر) سرمایهگذاری کنند.
اما گلوگاه اصلی اقتصاد فضایی، هزینه پرتاب است. با عملیاتی شدن تزریق چندگانه توسط ماهوارهبر سیمرغ و در آینده سریر، هزینه پرتاب هر کیلوگرم محموله به شکل چشمگیری کاهش مییابد. این کاهش هزینه، باعث ورود انبوه شرکتهای دانشبنیان به عرصه فضاپایه شده و سرریز آن در حوزههایی چون کشاورزی دقیق، پیشگیری از بلایای طبیعی و بیمه محصولات کشاورزی، نرخ بازگشت سرمایه ملی را به شدت افزایش میدهد.
نگاه هشدارآمیز وزیر دفاع به مسئله فضا به عنوان صحنه جدید قدرتطلبی و سلطه، نشاندهنده یک بلوغ در تفکر استراتژیک است. فضا دیگر محیطی خنثی نیست؛ خاکریز اول دفاع از حاکمیت ملی به مدارهای زمین منتقل شده است.
پرتابگرهای سوخت جامد و تاکتیکی سپاه (خانواده قائم) قابلیت پرتاب سریع (Launch on Demand) را برای ایران فراهم میکنند. این یعنی در صورت بروز بحران و اختلال در سامانههای ارتباطی زمینی، ایران میتواند در کوتاهترین زمان ممکن، ماهوارههای جایگزین یا شبکههای ارتباطی موقت (مانند منظومه باریکباند سلیمانی) را در مدار مستقر کند. این یک ابزار بازدارندگی استراتژیک است که تابآوری ارتباطی کشور را در شرایط نبرد شبکهمحور تضمین میکند.
هر دو نهاد وزارت دفاع و سازمان فضایی به صراحت از برنامه ایران برای ارائه خدمات پرتاب به کشورهای دوست و همپیمان خبر دادهاند. ورود به کلوپ محدود کشورهای ارائهدهنده خدمات پرتاب تجاری (Launch Service Providers)، نه تنها درآمدهای ارزی قابل توجهی به همراه خواهد داشت، بلکه پیوندهای ژئوپلیتیکی ایران را در سطح منطقه و ائتلافهای بینالمللی مستحکمتر خواهد ساخت و کشور را از یک واردکننده فناوری، به یک صادرکننده استراتژیک ارتقا میدهد.
جمهوری اسلامی ایران با گذار از دوران آزمون و خطا، اکنون در آستانه جهشی تاریخی در صنعت فضایی خود قرار دارد. کانون این جهش، توسعه هدفمند، موازی و در عین حال همافزای پرتابگرهای فضایی است.
از یک سو، وزارت دفاع با تثبیت ماهوارهبر سوخت مایع «سیمرغ» و برنامهریزی برای غولهای فضایی چون «سریر» و «سروش»، مسیر دستیابی به ظرفیت انتقال محمولههای سنگین و رسیدن به مدارهای استراتژیک زمینآهنگ (GEO) را دنبال میکند. از سوی دیگر، نیروی هوافضای سپاه با توسعه خانواده پرتابگرهای تماماً سوخت جامد «قائم» و دستیابی به سرعت عمل و قابلیت پرتابهای متحرک، دکترین بازدارندگی و واکنش سریع مداری را محقق ساخته است.
این پیشرفتها، که در سایه همکاری عمیق با شرکتهای قدرتمند و شبکه گستردهای از شرکتهای دانشبنیان حاصل شده است، ایران را در نقطهای بیبازگشت از توسعه فناوری قرار داده است.
با عملیاتی شدن بلوکهای انتقال مداری و تثبیت پرتابگرهای نسل جدید در سه سال آینده، ایران نه تنها به یکی از بازیگران بلامنازع در بهرهبرداری از اقتصاد دادههای فضایی تبدیل خواهد شد، بلکه با حفظ حقوق مداری خود در فضا، حاکمیت و اقتدار ملی خود را در بالاترین سطوح ژئوپولیتیک جهانی تضمین خواهد کرد. تحریمها و فشارهای بینالمللی، به جای توقف این مسیر، به عنوان یک شتابدهنده (پسسوز) عمل کرده و ایران را به سوی خوداتکایی مطلق در تسخیر فضا سوق داده است.
انتهای پیام/
R1378/P